کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

چشمه سلطان ولی کریز
چشمه سلطان ولی کریز
 
نويسندگان

زندگینامه یعقوب(کوچک) قدیس از حواریون مسیح(ع)

﴿ بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ‏﴾

یعقوب (کوچک) قدیس از حواریون مسیح(ع)

زندگینامه


یعقوب پسر حلفا ملقب به یعقوب عادل که گاهی نیز یعقوب کوچک نامیده می‌شود یکی ازحواریون مسیح است. برخی او را برادر عیسی می پندارند یعنی بعد از تولد عیسی از مریم ویوسف نجار به دنیا آمده یا از همسر دیگر یوسف بوده است.

یادکردها در عهد جدید

  • متی باب ۱۰ آیه ۳
  • مرقس باب ۳ آیه ۱۸
  • لوقا باب ۶ آیات ۱۲-۱۶
  • اعمال رسولان باب ۱ آیه ۱۳.
  • رساله ای منسوب به او

نام

به علت وجود دو یعقوب در میان حواریون یعنی یعقوب پسر حلفا و یعقوب پسر زبدی معمولا یعقوب پسر حلفا را یعقوب کوجک و یعقوب پسر زبدی را یعقوب بزرگ می‌نامند.

نظریات درباره او

ناصریان و ابیونی ها عموماً به عنوان اولین مسیحیانی پذیرفته شده‌اند که تحت رهبری یعقوب پسر حلفا بوده اند و او را با احترامی ویژه یاد می کرده اند واین را در کتابهای انجیل ناصریان و انجیل ابیونی ها و انجیل عبرانیان می توان فهمید. 

نامه یعقوب در عهد جدید منسوب به وی است و خطاب به یهودیان تازه مسیحی شده است. این رساله شاید تنها نوشته ای از عهد جدید است که احتمالاً در مقابل تعالیم پولس (به خصوص با رساله پولس به غلاطیان) با صراحت می ایستد. او در مورد چگونگی عادل شمرده شدن بر خلاف پولس که ایمان را تنها راه عادل شمرده شدن می داند، علاوه بر ایمان، روی اعمال و شاید شریعت نیز تأکید جدی می کند.عده ای علت لقب "یعقوب عادل" برای وی را به سبب همین نامه می دانند.

چگونگی مرگ او

بر اساس آنچه که يوسفیوس‌ و تاریخ نگاران قرن دوم میلادی ارائه کرده اند، کمی قبل از سقوط اورشلیم توسط رومیان، در حدود سالهای ۶۲ تا ۶۹ میلادی "حنانیا" که کاهن اعظم بود به همراه فریسیان و کاتبان، شورای سنهدرین را تشکیل داد و یعقوب «برادر عیسی» را مجبور کرد تا در یکی از سالن های اجتماعات هیکل اعلام کند که عیسی، مسیح موعود نیست. اما یعقوب اعلام کرد که عیسی داور این جهان است. پس، او را در سن نود و شش سالگی از بالای برج معبد اورشلیم به پایین پرتاب کردند. آنان در حالی که او برای ایشان طلب بخشش می کرد با چوب بر سرش کوبیدند تا جان سپرد، سپس جسدش را با اره تکه تکه کردند.


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:54 AM ] [ احمد ]
نظرات 0

زندگینامه شمعون قانوی قدیس از حواریون مسیح(ع)

﴿ بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ‏﴾

شمعون قانوی قدیس از حواریون مسیح(ع)

زندگینامه


حواری مسیح که به نام شمعون قانوی یا شمعون قَنانی شناخته می‌شود. نام وی در انجیل لوقا باب ۶ آیه ۱۵ و اعمال رسولان باب ۱ آیه ۱۳ برده شده‌است. وی به عنوان فدایی و غیور نیز شناخته می‌شد.

 

 

 


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:53 AM ] [ احمد ]
نظرات 0

زندگینامه یهودا قدیس از حواریون مسیح(ع)

﴿ بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ‏﴾

یهودا اسخریوطی قدیس از حواریون مسیح(ع)


یهودای اسخریوطی(راست تصویر)
زندگینامه

یهودای اسخریوطی، یکی از حواریون عیسی بود که مکان وی را به دشمنانش نشان داد.

لو دادن عیسی مسیح

بنا بر باور مسیحیان، «یهودا»، یکی از دوازده حواری مسیح، با دریافت سی سکه نقره رشوه او را به حاکمان یهودی رم نشان داد. آنان نیز عیسی را به شیوه دردناکی به صلیب کشیدند. درکتاب مقدس و در انجیل متی درباره یهودا گفته شده است که وی با شتاب از این عمل خود پوزش خواست و پس از بازگرداندن سی سکه نقره، خود را حلق‌آویز کرد.

نزدیک به دو هزار سال است که نام «یهودا»، سی سکه نقره پاداش وی، و بوسه‌ای که به عیسی داد تا خود و عیسی را به سربازان رومی بشناساند، به‌عنوان نمادهای خیانت در فرهنگ غرب مطرح است.

به اعتقاد برخی مورخان، افزون بر چهار انجیل معتبر مسیحیان یعنی متی، مرقس، لوقا ویوحنا، یهودا نیز انجیلی درباره زندگی مسیح نوشته‌است. نسخه اصلی و دست‌نوشته «انجیل یهودا»، مربوط به سده دوم پس از زادروز، مدتها پیش از میان رفته‌است، ولی انجیلی که هم اینک با نام «انجیل یهودا» در دست است و دارای اعتبار مشکوکی است، یک یا دو سده پس از مرگ مسیح نوشته شده و منتسب به حواریونی مانند توماس و فیلیپ و یا مریم مجدلیهاست.

 


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:52 AM ] [ احمد ]
نظرات 0

زندگی عیسی مسیح(ع)، انجیل برنابا و همراهی ایشان با حضرت مهدی(عج)

سه شنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۱، ۰۸:۲۰ ب.ظ

در انجیل برنابا به نقل از حضرت مسیح(ع) آمده: نام مسیا عجیب است، زیرا که خدا وقتی روان او را آفرید، برای او نامی انتخاب کرد. خدا فرمود: صبر کن ای محمّد! ...

منبع:http://labbaik.ir/fnewa/item.aspx?lbt=bWFnaGFsZWg=&irlabbaic=389

 

میلاد حضرت مسیح(ع)
حضرت عیسی(ع) شش قرن قبل از پیامبر اسلام(ص)، در بیت اللحم به دنیا آمد. ایشان به فرمان خداوند، به گونه‏ای اعجازآمیز از مادری باکره و مقدس متولد شد و سپس در گهواره شروع به سخن گفتن کرد و پیامبری خود را بشارت داد. زمان جوانی حضرت عیسی(ع) دوره بحرانی تاریخ یهود است. یهودیان تحت سیطره رومیان چشم انتظار موعودی نجات بخش بودند. با این حال با ظهور مسیح(ع)، علی‏رغم دیدن نشانه‏ها و معجزات بر حق آن حضرت، باز هم با ایشان به مخالفت برخاستند. آن حضرت در دوران حیات خود به موعظه و شفای بیماران می‏پرداخت و در تعلیمات خویش، بیشتر از تمثیل بهره می‏گرفت. معجزات فراوان، تبیین مسائل اخلاقی به همراه مثال‏ها، شفای بیمارانِ علاج‏ناپذیر و بالاخره پافشاری بر اطاعت از شریعت و پرستش خدای یکتا باعث شد تا تعداد زیادی گرد وی جمع شوند. خداوند مسیح(ع) را به آسمان‏ها برد و یهودیان فردی شبیه به عیسی(ع) را به صلیب کشیدند. در روایات اسلامی و شیعی، بازگشت مسیح(ع) در زمان ظهور حضرت مهدی موعود(عج) تصریح شده و به نمازگزاردن آن حضرت پشت سر امام عصر اشاره گردیده است. کتاب حضرت عیسی(ع) انجیل نام دارد.                                                    
 
انجیل برنابا
انجیل برنابا، نام کتابی است منسوب به برنابا که از مسیحیان عصر رسولان شمرده شده است. آنگونه که از کتاب اعمال رسولان بر می‏آید، نام اصلی برنابا، یوسف، از خاندان لاوی و متولد قبرس بوده است. در عهد جدید از وی به عنوان مردی صالح یاد شده است. او کسی است که پولس را نزد رسولان آورد و داستان پولس و ایمان آوردن وی را برای آنان نقل نمود. وی پولس را به عنوان همکار خویش به انطاکیه می آورد و پس از آن بارها و بارها با وی به سفرهای تبلیغی میرود، اما این همکاری مدت زیادی دوام نمی آورد. پولس و برنابا با یکدیگر اختلاف پیدا میکنند و نهایتا از یکدیگر جدا میشوند.
گذشته از کتاب اعمال رسولان، نام برنابا در رسالات پولس نیز آمده است. البته پولس در جایی وی را متهم به نفاق و دورویی مینماید که این مسأله را می‏توان در ادامه‏ی اختلافات آن دو ارزیابی نمود.
 
انجیل برنابا در گزارشهای تاریخی
گفته میشود که در تاریخ، بارها از انجیلی به نام انجیل برنابا سخن به میان آمده است.طبق نقلهای موجود، این انجیل برای اولین بار و به طور مشخص در قانون نامهی کلیساهای غربی که در سال 382 میلادی منتشر گردید تحریم شد. پاپ داماسوس در سال 383 میلادی نسخهای از این انجیل را به دست آورده و آن را در کتابخانهی خود قرار میدهد. پاپ گلاسیوس اول که در قرن پنجم میلادی میزیسته، این انجیل را جزء انجیلهای ممنوعه اعلام میکند.
فوتیوس، اسقف استانبول در قرن نهم میلادی، در مجموعه قوانین کلیسایی خویش، خواندن این انجیل را تحریم مینماید و در نهایت اینکه پاپ گلاسیوس دوم در سال 1118 میلادی خواندن آن را تحریم مینماید.
با این حال در هیچ یک از منابع تاریخی، گزارشی را از محتوای این انجیل نمی توان یافت.همین مسأله، محققان را با مشکلی جدی روبرو نموده است.
 
محتوای انجیل برنابا
یکی از مهمترین علل معتبر دانستن این انجیل از سوی برخی مسلمانان، محتوای این انجیل است. دو ویژگی برجستهی این انجیل تصریح به اصل توحید و ذکر نام پیامبر اسلام است. در این انجیل که دارای 222باب است، بارها بر یگانگی خداوند تصریح شده است و الوهیت حضرت مسیح نیز به شدت انکار شده است. همچنین بارها به روشنی نام پیامبر اسلام ذکر شده است.(به عنوان مثال در بابهای 35، 36، 39، 41، 42، 43، 44 و 54 نام پیامبر و توصیفات آن حضرت آمده است).
 
نظرات علمای اسلام درباره این انجیل
مرحوم آیت ا... بهجت درباره انجیل برنابا می فرمایند:
انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر...بله دو سه جایی یادم می آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده است...اما مخالفتهای صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت)زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی ع است...اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است... من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (= چوب) بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند. که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است... .
همچنین آیت ا... محمد صادقی تهرانی در مورد انجیل برنابا می گوید:
جرم انجیل برنابا مخالفت شدید آن با تعالیم پولس است. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‏ترین نسبت ناروا به وی می داند. عنوان تثلیث را از میان می‌برد و توحید حقیقی الهى را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند و به نام دین، مسیحیان را در انجام هر‌گونه عمل منافی عفت آزاد گذاشت (و به همین سبب در مدت کمی پیروان بسیاری پیدا کرد)، مخالف است. پس از اسلام جرم دیگرى نیز بر آن افزوده شد و آن بشارات صریح و مکرر آن در مورد طلوع نور قدسى محمّدى است. همه اینها سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.
لازم به ذکر است برخی محققان غربیِ معتقد به جعل نیز به خاطر ویژگیهای متن حتی اذعان دارند که این متن یک جعل فی البداهه در قرن ۱۴-۱۶ نیست بلکه معتقدند که منابع اولیه‌ای از فرقه‌های غیر رسمی در اختیار جاعل بوده‌است. در حالی که مسلمانان مدافع این انجیل متن آن را مربوط به برنابای واقعی می‌دانند که تغییراتی در اثر نسخه برداری و ترجمه و ... در طول تاریخ بر آن اتفاق افتاده‌است.
 
نام محمّد(ص) از دیدگاه انجیل برنابا
مسیح بر اساس آنچه در انجیل برنابا ثبت شده است، در پاسخ سوال کاهنی که نام آن حضرت را پرسیده بود پاسخ داد: نام مسیا عجیب است، زیرا که خدا وقتی روان او را آفرید و او را در نور آسمانی گذاشت، برای او نامی انتخاب کرد. خدا فرمود: صبر کن ای محمّد! زیرا می‏خواهم برای تو (و فقط برای تو) بهشت و جهان خلق کنم. و می‌خواهم به خاطر تو بسیاری از خلایق [گناهکار] را که می‏بخشم. حتی هر که نام تو را مبارک، مبارک می‌کنم و هر که تو را لعنت کند [ و با تو دشمنی ورزد] ملعون [و دور از رحمت من] می‏شود.
و سپس فرمود: همانا نام مبارک او محمّد است. آن وقت همه مردم [که در اطراف یسوع بودند] با صدای بلند گفتند: ای خدا! پیامبر خود را به سوی ما بفرست. ای محمّد! خیلی زود برای خلاص جهان [از ظلم و فساد] بیا.
 
محمد، خاتم پیامبران از دیدگاه انجیل برنابا
در انجیل برنابا در مورد خاتمیت محمد(ص) می‌گوید: (۶) و به تحقیق پیامبران همه آمدند، مگر "رسول ا...". آن‌که زود است بعد از من بیاید، زیرا که خدا می‏خواهد که من راه او را مهیا سازم. مسیح در آیه فوق از پیامبر پس از خود با عنوان "رسول ا..." و آخرین پیامبران یاد کرده و ایمان به رسالت آن محمد(ص) را با خاتمیت وی ملازم دانسته است. بر همین اساس هرکس که پس از پیامبر اسلام ادعای نبوت کند، از زمره‏ی پیامبران بیرون و از شیاطین و منحرفین جهان خواهد بود.
درانجیل برنابا که تمامی آیات آن بشارت به ظهور خاتم‌النبیین، محمد است، درباره خاتمیت حضرت محمد(ص) فرماید: (۷) کاهن در جواب مسیح گفت آیا پیامبران دیگر بعد از آمدن پیامبر خدا خواهند آمد؟ (۸) پس یسوع در جواب فرمود: بعد از او پیامبران راستگو که از جانب خدا فرستاده شده باشند نخواهند آمد (۹) و لیکن جمع بسیاری از پیامبران دروغگو خواهند آمد و همین است که مرا غمگین می‌سازد.
 
ترجمه های فارسی انجیل برنابا
انجیل برنابا در ایران توسط دو مترجم ترجمه شده‌است، اولین ترجمه مربوط به علّامه حیدرقلی سردار کابلی از روی متنهای عربی و انگلیسی است و ترجمه دوم که جدیدا به بازار آمده از مرتضی فهیم کرمانی است. نسخه ترجمه شده توسط سردار کابلی به خاطر نثر قدیمی که دارد، بخش‌هایی از آن سخت فهم است، اما این اشکالات در ترجمه فهیم کرمانی وجود ندارد و ترجمه‌ای روان و امروزی ارائه شده‌است. فهیم کرمانی ترجمه این کتاب را به درخواست سید محمود طالقانی در زندان قصر انجام داده‌است. آیت ا... طالقانی، دکتر خلیل سعادت (محقق مسیحی و مترجم انجیل برنابا به عربی)، سید محمد رشید رضا، سردار کابلی و جمشید غلامی نهاد برای این کتاب مقدمه نوشته‌اند.
ناشران انجیل برنابا:
نشر المعی(سردار کابلی)
نشر نیایش(سردار کابلی)
نشر صحیفه خرد(مرتضی فهیم کرمانی)
 
مسیح(ع) در کنار حضرت مهدی(ع)
ضرورت همة ادیان الهی ظهور منجی حقیقی در آخرالزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح و عدالت در جهان است.
عقل و فطرت و وجدان‌های بیدار و تجارب بشری نیز این معنا را تأیید می‌نماید که سمت و سوی کاروان بشریت به سوی حکومت واحد جهانی عدالتخواه و عدالت‌پرور اخلاقی است.
قرآن کریم و روایات اسلامی نیز بر این معنا تأکید و تصریح دارد که صالحان، وارثان زمین خواهند شد. در زمان ظهور حضرت مهدی، مسیح(ع) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم‌الاوصیاء بودن آن بزرگوار است. در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.
در روایات ما بحث نزول حضرت مسیح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار؛ و این دو تعبیر و عنوان بسیار متفاوت است. یکی نشانگر غیبت و دیگری نشان‌دهنده عروج و رفع الی ا... و نزول مجدد است. 
دربارة حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ این عنوان به کار نرفته بلکه عنوان غیبت، عصر غیبت و عصر ظهور به کار رفته است. یعنی او در میان ماست ولی از چشم ما به حسب ظاهر غایب است نه اینکه خداوند متعال او را به سوی خودش برده باشد، و یا به عقیده مسیحیت آن بزرگوار را به دار آویخته باشند و به ملکوت الهی رفته باشد.

 
--------------------
*منابع:
1.ماهنامه موعود، شماره 65.
2.پایگاه اطلاع رسانی حدیث شیعه.www.hadith.net.
3.سایت پژوهشکده باقر العلوم(ع)/. www.pajoohe.com
 
4. ویکی پدیا فارسی.
5. انجیل برنابا.
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

 
 

ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:45 AM ] [ احمد ]
نظرات 0
   

کد مطلب: 4932 | زمان انتشار: ۱۷:۴۹:۴۷ -

زندگینامه حضرت عیسی (ع)

زندگینامه حضرت عیسی (ع)

تولد حضرت عیسی (ع)

  حضرت عیسی (ع) تولدی منحصر به فرد و شگفت انگیز داشته‌اند. مادرشان حضرت مریم (س) دختر حنا و عمران بود. حنا، مریم (س) را از همان ابتدا به معبد سپرد و او نیز تحت اشراف حضرت زکریا (ع) دختری پاکدامن، مؤمن، متقی و پرهیزکار پرورش یافت. مریم (س) همچنان در معبد به سر می‌برد تا آنکه روزی جبرائیل (ع) از جانب حق تعالی پیام آورد که:
«ای مریم خداوند تو را به کلمه‌ای (وجود با عظمتی) از طرف خودش بشارت می‌دهد که نامش مسیح عیسی پسر مریم است در حالی که در این جهان و جهان دیگر صاحب شخصیت خواهد بود و از مقربان (الهی) است»
  مریم شگفت زده شد، بر خود لرزید و چنین گفت: «پروردگارا ممکن است فرزندی برای من باشد در حالیکه انسانی با من تماس نگرفته است؟! فرمود:
«خداوند اینگونه هر چه را بخواهد می‌آفریند؛ هنگامی که چیزی را مقرر دارد (و فرمان هستی آنرا صادر کند) فقط به آن می گوید موجود باشد، آن نیز فوراً موجود می‌شود»
  در کتب و منابع، روایات فراوانی در چگونگی تولد حضرت عیسی (ع) بیان شده که کتاب تاریخ پیامبران تألیف علامه مجلسی از آن جمله است.
  پس از آنکه حضرت مریم (س) حامله شد، در خلوت خویش نه تنها ترس و ناراحتی از تهمتهای آینده او را نگران کرده بود، بلکه تنهائی وضع حمل بدون دوست و یاور او را نیز می‌آزرد. در این حالات صدائی شنید که می‌گفت:
«غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است»
  این صدای فرزند او عیسی (ع) بود که می‌گفت:
«و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازه‌‌ای بر تو فرو می‌ریزد (از این غذای لذیذ) بخور و (از آن آب گوارا) بنوش و چشمت را (به این مولود جدید) روشن دار و هرگاه کسی از انسانها را دیدی (با اشاره) بگو من برای خداوند رحمن روزه‌ای نذر کرده ام؛ بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نمی‌گویم (و بدانکه این نوزاد خودش از تو دفاع خواهد کرد)»
  مریم (س) ابتدا از نگرانی و ترس از خدا آرزوی مرگ می کرد؛ امّا به او اطمینان داده شد کسی که این مولود مقدس را به او داده پشتیبانی و دفاع از او را نیز به عهده خواهد داشت. پس مریم (س) عیسی را نزد قوم خود برد. قوم او با دیدن مریم (س) و نوزاد همراهش شگفت زده شدند. گروهی او را سرزنش و ملامت کردند و گروهی نیز در تقوای مریم (س) شک کردند. بعضی گفتند:
«ای مریم کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی»
  و بعضی گفتند:
«ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زن بدکاره‌ای»
  مریم (س) به فرمان حضرت حق سکوت کرد و به عیسی (ع) اشاره نمود تا آنها جوابشان را از کودک بگیرند و این کار باعث تعجب بیشتر آنها شد و گفتند تو ما را مسخره می‌کنی. ما چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوئیم.
  در این هنگام کودک زبان به سخن گشود و گفت:
«من بنده خدایم، او کتاب (آسمانی) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است و مرا (هر جا که باشم) وجودی پربرکت قرار داده و تا زمانی که زنده‌ام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبّار و شقی قرار نداده است و سلام (خدا) بر من در آن روز که متولد شدم و در آن روز که می‌میرم و از آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد»
  عیسی در دفاع از مادر با عالیترین شکل ممکن و منطقی‌ترین روش گفتار، موضوع را از همان ابتدا تغییر می‌دهد و به جای هر سخنی به معرفی خود می‌پردازد.
پیامبری حضرت عیسی (ع)
  حضرت عیسی از جانب پروردگار به نبوت برگزیده شد و چون دیگر پیامبران ادامه دهنده رسالت عظیم هدایت و راهبری بشر بود. خداوند متعال در آیۀ زیر ویژگیهای حضرت عیسی (ع) را به عنوان یک پیامبر چنین می‌فرماید:
«یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم. زمانی که تو را با روح القدس تقویت کردم؛ که درگهواره و به هنگام بزرگی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم و هنگامی که به فرمان من از گِل، چیزی به صورت پرنده می ساختی و در آن می‌دمیدی و به فرمان من پرنده‌ای می‌شد و کور مادر زاد و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من شفا می‌دادی و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می‌کردی و هنگامیکه بنی‌اسرائیل را از آسیب رساندن به تو باز داشتم در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی. ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست»
  این آیه علاوه بر بیان بعضی از معجزات حضرت عیسی (ع) به عنوان پیامبر، به مسأله تربیت الهی هر پیامبر صاحب رسالت از ابتدای تولد اشاره می‌کند.
عروج حضرت عیسی (ع)
  گرایش روز افزون مردم و یهودیان به دین حضرت عیسی (ع)، وحشت و نگرانی رؤسای یهود را برانگیخت و به قصد کشتن عیسی (ع) امپراطور روم را با خود همراه کردند، ولی با مشیّت و قدرت الهی نقشه قتل آنان به سرانجام نرسید، بلکه به اشتباه به جای حضرت عیسی (ع) شخصی بنام «یهودا اسخر یوطی» را به قتل رساندند.قرآن کریم داستان کشتن حضرت عیسی (ع) را چنین نقل می‌کند:
«و گفتارشان که: ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم، در حالیکه نه او را کشتند و نه بردار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می کنند؛ و قطعاً او را نکشتند؛* بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد و خداوند توانا و حکیم است.»
  در حدیث موثقی از حضرت رضا (ع) منقول است که:
«مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجتهای خدا بر مردم به غیر از عیسی بن مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید…»
   البته نسبت به وفات حضرت عیسی (ع) اختلاف نظر وجود دارد و لذا مرحوم مجلسی بعد از ذکر آیه ۵۵ آل عمران که دربارۀ حضرت عیسی (ع) «توّفی» به کار برده شده می فرماید: در تفسیر این آیه بعضی گفته‌اند «توّفی» به معنی مرگ است و خداوند اول او را می‌میراند و بعد از سه ساعت او را زنده کرده و به آسمان می‌برد و بعضی گفته‌اند که مردن آن حضرت بعد از آمدن، زمین در آخر الزمان خواهد بود.
  وظیفه تبلیغ دین مسیحیت بعد از حضرت عیسی (ع) بر عهده شاگردان، رسولان و مبلغان بعد از ایشان از جمله پُطرس بود که در این راستا بیشترین زحمتها را متحمل شدند و موفقیتهای زیادی را نیز کسب کردند؛ ولی متأسفانه بعضی از شاگردان ایشان همچون پلوس اولین انحرفات را در دین مسیح به وجود آوردند که بهترین آن اعتقاد شرک آمیز به تثلیث و موجود الهی بودن حضرت عیسی (ع) بود که طبق بعضی تحلیلها این انحرفات ناشی از گرایشات پلوس به تعالیم آیین‌های هنری بوده است.
 
 
 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

 
 
 
 
 
www.ipac4.ir/
 
 

ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:41 AM ] [ احمد ]
نظرات 0

ولادت و زندگینامه حضرت عیسی مسیح (ع)

 

مجموعه :  بزرگان دین
ولادت و زندگینامه حضرت عیسی مسیح (ع)

عیسی مسیح(ع) نه تنها در تعالیم الهی خود به مسئله معاد و رستاخیز اشاره کرده است، بلکه در عمل با احیای مردگان سیمایی روشن از رستاخیز را برای پیروان خود به تصویر کشیده است. در اناجیل نیز سخن از قیامت و چگونگی آن بسیار است. در انجیل متی باب 125 بنا بر روایت انصار آمده است: «وقتی که ستم و فساد و کفر بر روی زمین گسترش یافت، آنگاه عیسی بن مریم باز خواهد گشت تا با فساد و تباهی نبرد نهایی کند و پس از آن قیامت فرا خواهد رسید که پایان جهان است. آنگاه نیکوکاران پس از عبور از پل صراط به بهشت در ملکوت اعلی خواهند رفت و ستمکاران در قعر جهنم جای خواهند یافت».

 

ولادت حضرت مسیح(ع)

بیست و پنجم دسامبر سالروز تولد پیامبر صلح و دوستی، مهربانی و مودّت عیسی مسیح(ع) است. پیامبری که به تصریح قرآن، بی پدر و از مادری باکره چون مریم که تمام عمر خویش را به عبادت و بندگی خداوند صرف کرد و سرانجام با زادن فرزندی پاک و مبشّر روح القدس اجر و مزد عبادات خویش را در دنیا و آخرت گرفت.

 

مریم مادری پاک
اضطرابی عجیب درونش را فرا گرفته بود؛ امّا گامهایش را محکم و استوار برمی داشت، کودکی را که در آغوش داشت به نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم، کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زن بدکاره ای! «مریم» که روزه سکوت داشت به کودکش اشاره کرد؛ یعنی از او بپرسید.

 

گفتند: چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟! ناگهان کودک زبان به سخن گشود و گفت: «من بنده خدایم، او کتاب (آسمانی) به من عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است و مرا هرجا که باشم موجودی پر برکت خواسته و تا زمانی که زنده ام، مرا به نماز و زکات امر فرموده است. سلام خدا بر من، در آن روز که متولد شدم و در آن روز که می میرم و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد».

 

مسیح
کلمه «مسیح» که به معنای نجات دهنده است، به زبان یونانی به «کریستوس» ترجمه شده. پیروان عیسی را مسیحی و به زبان های اروپایی «کریستیان» گویند. عیسی(ع) که از پیامبران الوالعزم و صاحب کتاب انجیل است، در «بیت اللحم» در جنوب اورشلیم، از مادری پاک به نام مریم زاده شد.

 

مسیح پیامبری الوالعزم
رسالت همه پیامران جهانی و عمومی نبوده است. بسیاری از پیامبران تنها برای گروه یا قوم خاصی برانگیخته شده اند. در میان انبیا تنها پنج پیامبر صاحب شریعت، کتاب آسمانی و احکام اجتماعی بوده اند. این پنج تن عبارتند از نوح(ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و پیامبر عظیم الشأن اسلام. اینان همان کسانی هستند که در قرآن به نام «الوالعزم» نامیده شده و رسالتی جهانی داشته اند. دعوت آنان به گروه خاصی محدود نمی شده است و دعوتی عام و رسالتی فراگیر و جهانی داشته اند.

 

مسیح انسان است
همه پیامبر الهی از جنس بشر بوده، درمیان مردمان می زیسته اند. همانند آنان غذا می خوردند، می آشامیدند و همانند دیگران می خفتند. این سنت پایدار الهی است که پیوسته از میان انسان ها، کسی به رسالت برانگیخته شود. مسیح نیز پیامبری والا با معجزات و کراماتی بی نظیر، امّا انسانی همانند همه انسان هاست.

 

ولادتی چون آدم
گروهی از مسیحیان به شهر مدینه آمدند و به حضور پیامبر رسیدند. آنان در گفتگو با پیامبر(ص) ولادت بدون پدر حضرت عیسی(ع) را نشانه الوهیت او عنوان می کردند. در این هنگام آیه نازل شد و جواب آنان را این چنین بیان نمود: «ولادت و خلقت حضرت عیسی ابن مریم(ع) همانند خلقت حضرت آدم(ع) [و بلکه خلقت آدم مهم تر و والاتر] است»؛ یعنی اگر دلیل الوهیت ولادت بدون پدر باشد، پس درباره حضرت آدم که خلقت وی بدون پدر و مادر بوده نیز باید قائل به الوهیت شویم و حال آنکه کسی چنین نگفته است.

 

نام حضرت مسیح در قرآن
در قرآن نام 25 نفر از پیامبران آمده است. از میان اینان، پیامبر اسلام(ص) با بیشترین اشاره و با قرینه های بسیار مورد خطاب واقع شده است؛ اگر چه نام حضرت موسی بیش از همه انبیا برده شده است. در قرآن، نام حضرت مسیح بیست و سه مرتبه با اسم «عیسی»، یازده بار با نام «مسیح» و دو مرتبه با وصف «ابن مریم» آمده است.کثرت استعمال نام این انبیا به سبب وقایع مهمی است که در زمان آنان رخ داده و می باید مورد عبرت مسلمانان قرار گیرد.

 

ایمان به همه پیامبران
در قرآن کریم آمده است که خداوند متعال از همه انبیا میثاق گرفت که انبیای دیگر را تایید کنند و به پیامبر قبلی ایمان داشته باشند. مؤمنان نیز باید به انبیای گذشته و اوامری که بر آنان وحی شده ایمان داشته باشند. اعتقاد به نبوت حضرت مسیح(ع) و ارتباط او با منشأ وحی از اعتقادات راسخ ما مسلمانان است.

 

پیام همه پیامبران
همه پیامبران معبود را خدای یگانه، غیر محسوس، نامتناهی و برتر از اندیشه های بشری معرفی می کرده اند و آدمی را به انتخاب کمال مطلوبی که درواقع همان خدا و مبدأ کمال، فضیلت و سرچشمه همه اصول و ارزش های عالی است، فرا می خواندند.

 

تثلیث در قرآن
اسلام عقیده «تثلیث» (پدر، پسر و روح القدس) را نمی پذیرد و آن را مخالف روح توحید می داند. در قرآن و انجیل، حضرت عیسی پیامبر خدا معرفی شده، نه خدا یا فرزند خدا. همچنین آفرینش غیر طبیعی عیسی نشانه خداست. در قرآن مجید به این عقیده مسیحیان اعتراض شده و آمده است: «عیسی خود را بنده خدا می داند؛ چرا شما او را فرزند خدا می شناسید؟».

 

انجیل
«انجیل» کلمه ای یونانی به معنای بشارت و جمع آن به زبان عربی «اناجیل» است. زندگی نامه عیسی مسیح و بیانات اخلاقی ایشان در اناجیل آمده است که مجموعه آنها را «عهد جدید» می گویند. از این انجیل ها، چهار انجیل «متی»، «مرقس»، «لوقا» و «یوحنا» در پیش همه مسیحیان جهان معتبر است و انجیل های دیگری را که شمار آنها از 114 انجیل فراتر می رود، کلیسا خارج از کتب آسمانی دانسته است.

 

انجیل «برنابا»
یکی از ناجیل غیر رسمی کلیسا، انجیل مربوط به قدیس «یوسف برنابا» است. وی از رسولان و حواریون بزرگ مسیح بودو انجیل وی حلقه گمشده مسیحیت و اسلام است. اخبار قرآن مجید درباره حضرت مسیح و داستان های آن، موافقت زیادی با این انجیل دارد. در انجیل برنابا چنین آمده: «آدم همین که آفریده شد، جمله «لا اله الّا اللّه، محمد رسول اللّه» را دید که در فضا نوشته شده و روشنایی آن از آفتاب بیشتر است. از خدا خواست آنها را بر انگشتان او نقش کند و پروردگار نیز «توحید» را بر شست راست او و «نبوت» را بر شست چپ او نگاشت».

 

بشارت مسیح به نبوت حضرت محمّد(ص)
پیامبران الهی اهدافی مشترک دارند و پیام الهی را به مردمان زمانه خود ابلاغ می کنند و بعد از خویش، نویدبخش پیامبری هستند که بعد از آنان راه توحید را پرچمداری می کند. این داستان از حضرت آدم آغاز و به پیامبر خاتم(ص) ختم شد. در سوره «صف» آیه شش آمده است: «به یاد آورید هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل من فرستاده خدا به سوی شما هستم؛ و کتاب تورات را که قبل از من فرستاده شده تصدیق می کنم و به رسولی که بعد از من می آید و نام او احمد است، بشارت دهنده هستم».

 

بشارت به حضرت محمّد(ص) در انجیل
در قرآن مجید در سوره «اعراف» آیه 157 آمده است: نام پیامبر امّی را یهودیان و مسیحیان در تورات و انجیل نوشته می یابند. از این آیه روشن می شود که در عصر پیامبر، نام آن حضرت در تورات و انجیل بوده والاّ یهودیان و مسیحیانِ بسیاری که در اطراف مدینه و مکّه بودند، کتاب خود را آورده و می گفتند: اسم خود را به ما نشان بده و اگر پیامبر از چنین کاری عاجز می ماند، موضوع را آن افراد نشر می دادند. همچنین بسیاری از آنان بر وجود نام حضرت در کتب خویش اعتراف داشتند. در تورات و انجیل کنونی نیز هنوز اشارات روشنی بر ظهور آن گرامی می یابیم.

 

عقیده به موعود آخرالزمان در مسیحیت
عقیده به مهدی و مصلح بزرگ جهانی از حوزه اعتقادات مسلمین فراتر رفته، در ادیان دیگر چون دین زرتشت، ادیان هندی، یهود و مسیحیت، به عنوان اصل مسلم و قطعی مطرح است. مسیح نیز چون انبیای گذشته به پیروانش، آمدن مصلح غیبی و تشکیل دهنده حکومت واحد جهانی را بشارت داده و به مظلومان و ستمدیدگان از سپری شدن فصل چپاولگران و ستم پیشگان و فرا رسیدن فصل شکوفایی عدالت و برپایی قانون مقدس الهی در سراسر گیتی نوید داده است. شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز و نشیب مسیحیت موج می زند.

 

فرقه های مسیحیت
مسیحیت به سه فرقه بزرگ «کاتولیک»، «اُرتدکس» و «پروتستان» تقسیم شده است. مهم ترین فرقه مسیحی فرقه کاتولیک است که امروزه مهم ترین و بزرگ ترین مذهب مسیحی جهان و «پاپ» پیشوای مذهبی آنان است. کاتولیک ها خود را نماینده حقیقی کلیسای مسیح می دانند. مراسم مذهبی آنان عبارت از تعمید، قربانی، توبه، اعتراف، تناول، ازدواج و مسح بیماران در حال مرگ است، کاتولیک ها خطبه، ادعیه و نماز را به زبان لاتینی می خوانند.

 

تواضع مسیح
عیسی(ع) به حواریون گفت: «من خواهش و حاجتی دارم؛ اگر قول می دهید آن را برآورید، بگویم». حواریون گفتند: «هرچه امر کنی اطاعت می کنیم.». عیسی از جا حرکت کرد و پاهای یکایک آنها را شست. حواریون در خود احساس ناراحتی می کردند، ولی چون قول داده بودند خواهش عیسی را بپذیرند، تسلیم شدند و عیسی پای همه را شست. همین که کار به انجام رسید. حواریون گفتند: «تو معلم ما هستی؛ شایسته این بود که ما پای تو را می شستیم، نه تو پای ما را».
عیسی فرمود: «این کار را کردم برای اینکه به شما بفهمانم که از همه مردم سزاوارتر به اینکه خدمت مردم را بر عهده بگیرد، عالم است. این کار را کردم تا تواضع کرده باشم».

 

حق الناس
حضرت عیسی(ع) از قبرستانی می گذشت، صاحب قبری را صدا زد و به امر خدا او را زنده کرد. حضرت عیسی(ع) از او پرسید: تو کیستی؟ گفت: من بارکش بودم. روزی پشته هیزمی حمل می کردم. از آن هیزم خلال چوبی جدا کرده، با آن، دندانم را پاک کردم. یا عیسی، از هنگامی که مرده ام به سبب آن خلال چوب مرا مؤاخذه می نمایند که چرا به مال مردم بی اجازه دست درازی کردی.

 

عروج عیسی
«مسیح نه کشته و نه بر دار آویخته شد؛ بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد، امّا امر به آنان مشتبه گشت.»

 

www.samatak.com

 

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

 

 


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:38 AM ] [ احمد ]
نظرات 0

 

عیسی مسیح

 

حضرت  عیسی چهارمین پیغمبراز انبیای اولوالعزم است  ولقبش روح الله ومسیح  صاحب دین وکتاب بود وشریعت موسی بادین وی به کما ل خود رسید .

حضرت عیسی یگانه پیغمبری بود که از کودکی در گهواره سخن گفت وبه  پیغمبری خود بشارت داد وبعد از آد م که از خاک آفریده شد واز روح خدائی در او دمیده شد وپدرومادر خاکی نداشت عیسی یگانه پیغمبری بود که پدر جسمانی نداشت واز مادری دوشیزه به وجود آ مد.

مادر عیسی حضرت مریم دختر عمران بود و عمران از نسل داود واز بزرگان وبر گزیدگان بنی اسرائیل بود .

زن عمران  نامش حتا بود وفرزند نداشت ودعا کرد تا خداوند به او فرزندی نیکوکار بدهد وچون باردار شد هنگا م عبادت نذر کرد که این فرزند را  که در شکم دارم به بیت المقدس  بسپارم تابا محرران کتاب خدا خدمت دین کند وجزعبادت وخدمت به او هیچ کاری نفرما یم .

اما چون فرزندمتولد شد دختر بود. نامش رامریم گذاشتند ومادرش با خدا مناجات  کرد که اکنون  پسر نیست  تا به مسجد اقصی بفرستم خدایا این فرزند رابه توسپردم تااورا نگاهداری  از شر شیطان فرمان آمد که  او راپذیرفتیم وبه خدمت دین خدا قبول باشد واز او فرزندی پدید آید که نام خدا را بلند گرداند و دین  وی  مشرق ومغرب را  بگیرد .

چون مریم هفت ساله شد وشایسته خدمت بود حتا اورا به بیت المقدس آورد وزکریا وعلما وپیغمبر زادگان در محراب نشسته بودندو تورات می نوشتند ومی خواندند .

حتا گفت ای پیغمبر من این فرزند رابه خدمت بیت المقدس نذر کرده بودم ونمیدانستم پسر یا دختر است اینک دختر بود وبه نذر خود وفا کردم وآوردم تا خدمت مسجد کند.

زکریا گفت مبارک است پس قوم راگفت هر که خواهد این دختر پاکیزه راخدمت پذیرد وهمه به وی امید بستند ودر میانه  اختلاف ورشک پدید آمد .زکریا گفت بهتر باشد که استخاره کنیم قلم های خود را در آب اندازید و قلم هرکه بر روری آب بایستد  این ثواب او را باشد .قلم ها در آب افکندند وهمه قلم ها زیر آب شد مگر قلم زکریا که بر روی آب ایستاد .

همه قوم گفتند که خدای تعالی تورا این ثواب ارزانی داشت وزکریا پیر و محترم بود واز او گرامی تر در آنجانبود زکریا گفت پاس دختر مقدس را نگاه دارند ووی را در زاویه ای منزل دادند تنها وزکریا گاهگاه از وی حال می پرسید وخدمت می فرمود .

یک بار چنین اتفاق  افتاده  که زکریا سه روز از مریم غافل ماند  وخوراکی در آنجانبود . چون زکریا به پرسیدن حال باز گشت مریم را دید خوشحال که چندی میوه های تازه داشت درغیر فصل میوه چنانکه مانند آن درهمه آن سرزمین پیدا نمی شد تعجب کرد وپرسید این میوه از کجاست   ؟

مریم گفت از بهشت است. پس حرمت مریم زیاده شد و دانستند که وی مورد نظر خداونداست .

همچنان مریم به حرمت وعزت در کار خدمت وعبادت خداوندبود تا چهارده ساله شد چون عادت زنان دروی پدید آمد گفت در مسجد نشایدبود اجازت خواست وازمسجد به خانه زکریا رفت که زن وی  خاله مریم  شمرده می شد .

مریم رو به آب نهاد درزاویه ای  تنها تا غسل کند چون برخاست که جامه بر تن کند پیری نورانی در نظر وی ظاهر شد . مریم نگران شد وگفت به خدا پناه می برم که تو پرهیزکار باشی .پیرگفت من فرشته ام از جانب خدا تا بشارت  دهم که خداوند ترا پسری پاکیزه وراستگو ومبارک بخشید .

مریم گفت چگونه پسر زایم که من دوشیزه ام ودست هیچ مردی به دست من نرسیده .

جبرئیل گفت آری این فرزند آیتی وعلامتی بزرگ از خداست.که خداوندهمه کارها را به اسباب گرداند الامعجزه راکه آیت خدائی اوست .پس جبرئیل آن امانت روحانی را در گریبان مریم دمید ومریم به خانه  آمد وبه عبادت مشغول شد خوشحال وترسان ودراندیشه بود که این چگونه  باشد مبادا که مردم برمن بی گناه تهمت گناه زنند .

ودوره بار داری مریم بسیار کوتاه بود .چون وقت زادن  فرزند شد به ندای جبرئیل پا از خانه بیرون گذاشت وراهی دراز برفت پس در صحرا درزیر درخت خرمائی خشک وضع حمل نزدیک شد.مریم درپای آن درخت فرزند مقدس را بدنیا اورد ودر  آن حال می اندیشید که کاشکی مرده  بودم ودچاره ملامت  نمی شدم اما ناگهان درخت خشک سبز شد واز زیرپای نوزاد چشمه آبی پدید آمد وندا رسید به مریم که ای  دختر پاک محزون مباش از خرمای تازه این درخت دهان شیرین کن وشادباش وبا مردم سخن مگو مگر که عیسی  پاسخ دهد ودرآن زمان روزه سکوت مرسوم بود .

چون خاندان  زکریا به سراغ مریم رسیدند و وی را درآن حال دیدند از راز فرزند پرسیدند وشخصی اورا ملامت کرد که پدر ومادر تومردمی پاک بودند  واین حال چگونه باشد

مریم اشاره کرد که  روزه دارم وسخن ندارم باری ازخود نوزاد بپرسید .

گفتند کودک چگونه راز گوید  که هرگز فرزند نوزادی سخن نگفته است .اماعیسای نوزاد به سخن آمد وگفت بدانید که من بنده خدایم وخدامرا پیغمبر ومبارک گردانیده و به من کتاب وشریعت داده است تا شما را نماز وروزه وامر ونهی معلوم گردانم و نیکوئی کنم با مادر واز بدکاران ودرشت گویان نباشم وسلام ودرود برمن است روزی که زادم وآن روز که بمیرم وآن روز که دوباره زنده گردم.

پس بنی اسرائیل دانستند که بد دلی ایشان ظلم است ومتحیر بماندند  در کارعیسی.وخبر به همه جا رسید وبرخی ایمان آوردند ونخستین کس یحیی بود پسرخاله عیسی وبعضی مخالفت آشکارداشتند  ودر بد دلی بماندند .

چون دشمنان مریم رابه بد زبانی  می رنجانیدند به فرمان خدا از شهر  خود کوچ کرد تنها با فرزند وبه یاری خدا به سرزمین ناصره آمد وخدا شناسان اورا گرامی داشتند وبماندند تا عیسی بزرگ شد وگاه به بیت المقدس می آمد وبا پیغمبر زادگان ونویسندگان تورات بحث می کرد وهیچکس جواب دلایل  اونمی دانست ودرشگفتی می ماندند از حمکت عیسی .

چون عیسی سی ساله شد خداوند انجیل شریف رابر او نازل فرمود ودستور دعوت یافت .پس به بیت المقدس باز گشتند وعیسی بنی اسرائیل را به دین حق دعوت می نمود وسه سال احکام انجیل رابرای ایشان بیان می کرد و به وعظ ونصیحت آنها  مشغول بود .

در این مدت سه سال چون پیغمبر اولوالعزم بود چندین معجزه ظاهرساخت از آن جمله زنده گردانیدن مردگان وچند بیمار صعب العلاج را براثر دعای خود ودم مسیحائی خویش شفا داد  وکورهای مادرزاد بینا کرد.وبرخی از یهودیان  از روی صدق وصفا به او ایمان آوردند اما بیشتر ایشان اورا تکذیب می کردند .

وبه سخن حق گوش نمی  دادند ومی گفتند عیسی جادوگراست

واحکام وی با احکام  موسی تفاوت دارد وتورات مارا بس است .

حضرت عیسی با مهربانی ومحبت به ترویج احکام مشغول بود واز میان مومنان خود دوازده نفر را انتخاب کرد که آنهارا حواریون نامیده اند و ایشان همیشه با حضرت عیسی بودند .وبه امر او در هرجا به راهنمائی مردم کار می کردند.وچون پیروان حضرت  عیسی روزبروز در بیت المقدس ودر شهرهای دیگر بیشتر می شدند یهودیان در بیم افتادند و پادشاه یهود را با سخنان بیم وامید فریفتند و  گفتند این  عیسی نه تنها خود دین موسی را تغییر میدهدبلکه خبر از آمدن پیغمبر دیگر در میان  عرب می دهد و زود باشد که دولت و عزت ما در خلل افتد پادشاه یهودی را برآن داشتند تا در کار عیسی چاره کند واودر صدد قتل عیسی بر آید.

چون دین عیسی ریشه گرفته بود و او احکام الهی شریعت خود را بر دلهای پاکان و راستان  با محبت ودوستی بنیان گذاشت .

وظیفه خود را پایان یافته می دانست وبه خدا نزدیک می بود چه دراین عالم خاکی  تنها بود وهیچکس  نداشت جز  مادر.نه پدر نه برادر نه زن نه  فرزند نه عمو ونه خاله ونه از مال دنیا چیزی می خواست جز صلاح وسعادت مردم ،پس چون بنای کار درست شد یک شب حواریون  را جمع کرد وآخرین وعظ  و نصیحت  را به ایشان گفت وبه ایشان سپرد که بعد از این  بهر طرف دنیا که رفتید احکام انجیل را ترویج کنید .

که تورات وانجیل راستین با هم سرمایه رستگاری تواند بود و در پایان موعظه حضرت عیسی به حواریان زیاد از حد تعظیم وتکریم ومهربانی می نمود وبه نرمی ومحبت  سخن می گفت ،وقتی از وی سبب آنهمه نرم گفتاری ومحبت را  پرسیدند گفت:تعظیم من بشما تعلیم است تا که بعد از من باهمدیگر اینطور رفتار کنید بعد از آن گفت افسوس می خورم که یکی ازشما ها پیش از آنکه بانگ خروس شنیده شود یعنی هنوز صبح نشده مرا انکار خواهد کرد وبه مبلغ ناچیزی خواهد فروخت حواریان از این سخن ملول شدند و گفتند  ممکن نیست مادر حق بزرگواری چون تو خیانت کنیم اماچون گماشتگان سلطان یهودی در طلب عیسی بودند که اورا بر صلیب کنند شبانه چندتن از حواریان را یافتند و ایشان گفتند ما از محل عیسی خبر نداریم و اخریکی از آنها به مال دنیا طمع کار شد وازآنها رشوه گرفت واین شاگرد خیانتکار دشمنان را به  محل عیسی در غار کوه اشاره کرد و عیسی راگرفتند و سر زنش کردندوگفتند اگر معجزه داری اینک خود را از دست ما و از این صلیب خلاص گردان.

عیسی گفت چون خدا بخواهد می کندوچون خبر بمردم دادند وعیسی را نزدیک  دار بردند خداوند عیسی را از نظر ایشان غایب کرد وبه آسمان برد .

امادشمان گفته بودند عیسی رابر صلیب می کنیم وکار تمام است .چون عیسی غایب شد از هر طرف جستجو کردند وشاگردخیانت کاررا یافتند که شبیه عیسی بود اورا بجای عیسی مسیح بر دار کردند وبه یهودیان گفتند دیگر تمام شد.

باری عیسی به مقام قرب حق رفت وحواریان با بسیاری رنج وسختی دین وشریعت عیسی را انتشار میدادند ویهودیان  درهمه جا با ایشان دشمنی می کردند .دراین ایام سختی بود که نوشته انجیل رابه سخن نگاه می داشتند و روایت های گوناگون  بنام انجیل پدید آمد و سالها گذشت تاپادشاه روم به دین عیسی مسیح گروید واز آن پس ترویج دین مسیح دراطراف جهان  بنیان استوار گرفت .

درمیان مسیحیان روز تولد عیسی مبدأ تاریخ تازه دنیامحسوب شد واز زمان حضرت عیسی تا زمان محمد پیغمبر خاتم در حدود ششصد  سال بود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

 

 

 


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:35 AM ] [ احمد ]
نظرات 0

قصه حضرت عيسي (عليه‌السلام)

ذكر بسم الله الرحمن الرحيم پيك معراج است بر قلب سليم
دل بود روشن مرا از ياد حق از مي توحيد او دارم رمق
با توكل بر كريم بي ‌نياز از مسيح الله سازم قصه ساز

حضرت عيسي(عليه‌السلام) يكي از پيامبران اولوالعزم و از انبياء بني اسرائيل است، كه نام مباركش بيست و پنج بار در قرآن كريم ذكر شده است.[1]
عيسي اصل آن «يسوع» است، به معني نجات دهنده، و مسيح،[2] لقب آن حضرت است، كه سيزده بار در قرآن آمده و به معني مبارك مي‌باشد.
وي پنج هزار و پانصد و هشتاد و پنج سال بعد از هبوط آدم(عليه‌السلام) و پانصد (يا پانصد و هفتاد يا شصت) سال، قبل از ولادت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) در سرزمين كوفه در كنار رود فرات به دنيا آمد.[3]
ولادت او به طور معجزه به اذن خدا، بدون پدر رخ داد، مادرش حضرت مريم(عليها السلام) دختر عمران(عليه‌السلام) از زنان با فضيلتي است، كه نام مباركش در دوازده سوره قرآن و در سي و چهار آيه به صراحت ذكر شده، و ما شرح حال ا و را در احوالات حضرت زكريا(عليه‌السلام) بيان كرديم.
وي در سي سالگي در بيت المقدس به پيامبري مبعوث شد و داراي شريعت مستقل و كتابي به نام «انجيل» بود و پيوسته بني اسرائيل را به سوي خداي يكتا دعوت مي‌نمود و بر اثر شرايط خاص زندگي ناگزير بود، مجرد زندگي كند، او داراي دوازده نفر يار مخصوص به نام «حواريون» بود، كه همواره او را ياري مي‌كردند و به پيروان او نصاري گويند.[4]
عيسي(عليه‌السلام) سرانجام پس از سي و سه سال زندگاني، يهوديان تصميم به قتلش گرفتند، اما خداوند او را به آسمان‌ها بالا برد و روزي در حوالي دمشق فرود خواهد آمد و دجال را به قتل مي‌رساند.[5]
تولد حضرت عيسي(عليه‌السلام)
همانطور كه قبلاً اشاره كرديم، چون عمران(عليه‌السلام)، پدر مريم(عليهاالسلام) در دوران جنيني مريم(عليهاالسلام) از دنيا رفت، سرپرستي وي را حضرت زكريا(عليه‌السلام) شوهر خاله مريم(عليهاالسلام) به عهده گرفت و او را طبق نذر مادرش به خدمت بيت المقدس گماشت.
مريم(عليهاالسلام) روز به روز رشد كرده، تا اين‌كه به سن نه سالگي رسيد، در اين ايام، روزها را روزه مي‌گرفت و شب‌ها را به عبادت مي‌پرداخت و در ميان بني اسرائيل به مقام ارجمندي رسيده بود و همگان منزلت او را آرزو مي‌كردند.
وقتي كه مريم(عليه‌السلام) به سن سيزده سالگي رسيده بود، خداوند يكي از فرشتگان را به صورت يك جوان بسيار زيبايي به سوي وي فرستاد، هنگامي كه مريم(عليه‌السلام) ا و را ديد، چون كه دختري بسيار پاكدامن و امين بود، از اين صحنه خيلي ناراحت شد و گمان كرد بشري است و اراده پليدي درباره او دارد، لذا به او گفت: من از شر تو به خدا پناه مي‌برم و رو به سوي او مي‌آورم، تا عفت و پاكدامني‌ام را مصون نگاه دارد، اگر از خدا مي‌ترسي و از او بيمناكي، از من دور شو.
اما آن فرشته الهي، زبان به سخن گشود و گفت: نگران مباش، من فرستاده پرودرگارم، آمده‌ام تا پسر پاكيزه‌اي به تو ببخشم.
از شنيدن اين سخن لرزش شديدي وجود مريم(عليهاالسلام) را فرا گرفت و گفت: چگونه ممكن است من صاحب پسري شوم، در حالي كه تاكنون انساني با من تماس نداشته و هرگز زن آلوده‌اي نبودم.
فرستاده خدا در پاسخ گفت: صحيح است، ولي خداوند فرموده: كه آفرينش پسري بدون پدر بر من آسان است، ما مي‌خواهيم او (عيسي) را نشانه‌اي براي مردم قرار دهيم و رحمتي از سوي ما بر آن ها باشد.[6] سپس آن فرستاده خدا در مريم(عليهاالسلام) دميد،[7] و سرانجام وي باردار شد و آن فرزند موعود در رحم او جاي گرفت.
اين امر سبب شد كه او از بيت المقدس به مكان دوردستي برود.[8] و تنها زندگي نمايد، ولي هر چه به روز وضع حمل نزديك مي‌شد، نگران‌تر مي‌گرديد، زيرا با خود مي‌گفت: چه كسي از من بپذيرد كه زني بدون همسر، باردار شود؟ اگر به من نسبت ناروا بدهند چه كنم؟‌
آنگاه كه زمان وضع حمل رسيد، درد و رنج زايمان، او را به كنار درخت خرمايي كشاند و به آن تكيه زد.
در آنجا به خاطر آورد كه به زودي مورد آماج تهمت‌هاي ناروا قرار خواهد گرفت، در آن هنگام آرزو مي‌كرد: اي كاش! قبل از اين ماجرا مرده بودم و به كلي فراموش مي‌شدم، ولي لطف و عنايت خدا شامل حالش شد و صداي جبرئيل(عليه‌السلام) را شنيد، كه از نزديكي او و محل پايين‌تر از جايگاه وي، او را مخاطب ساخته و به وي گفت: غمگين مباش، خداوند در قسمت پايين پاي تو، چشمه آب گوارايي را جاري ساخته است، تكاني به اين دخت نخل بده، تا رطب تازه بر تو فرو ريزد، از اين غذاي لذيذ بخور و از آن آب گوارا بنوش و چشمت را به ا ين مولود جديد روشن دار و هرگاه به كسي از انسان‌ها برخوردي كردي كه درباره مسأله بارداري و چگونگي آن از تو پرسيد، به او پاسخ نده و با اشاره بگو، من براي خداوند رحمان روزه‌اي (روزه سكوت) نذر كرده‌ام و با احدي امروز سخن نمي‌گويم.[9]
هنگامي كه عيسي(عليه‌السلام) متولد شد،[10] مريم(عليهاالسلام) او را در آغوش گرفته و به سوي قومش آمد، وقتي كه مردم او را ديدند، چه آن‌هايي كه از تقوي و پرهيزگاري مريم(عليهاالسلام) اطلاع داشتند و چه كساني كه بي‌اطلاع بودند شگفت زده شده و براي آنان صحنه‌اي غير منتظره بود و گفتند: اي مريم! كار بسيار زشت و بدي كردي، نه پدر تو مرد بدي بود و نه مادرت زن بدكاره‌اي ، تو چرا مرتكب چنين عملي شده‌اي؟
آنچه را مريم(عليهاالسلام) توانست در قبال اين طوفان تهمت و افترا انجام دهد همان سفارش جبرئيل(عليه‌السلام) بود، كه با اشاره به سوي گهواره، از آن‌ها خواست كه با فرزندش سخن بگويند!
قوم كه از اشاره مريم(عليهاالسلام) بيشتر ناراحت شده بودند گفتند: ما چگونه با كودكي كه در گهواره است سخن بگوييم؟‌
در اين هنگام عيسي(عليه‌السلام) در گهواره زبان به سخن گشود و گفت: «من بنده خدا هستم، خداوند به من كتاب (انجيل) داده و مرا پيامبر قرار داده است و ...» .[11]
هنگامي كه قوم به طور آشكار، سخنان فوق را از عيسي(عليه‌السلام) شنيدند دريافتند، كه مريم(عليهاالسلام) از هر گونه ناپاكي، پاك و منزه است و عيسي(عليه‌السلام) بعد از اين تكلم، تا زماني كه بزرگ شد و به حد زبان گشودن رسيد، ديگر سخن نگفت.[12]
رسالت حضرت عيسي (عليه‌السلام)
پس از آنكه حضرت عيسي(عليه‌السلام) از نزد خدا وحي دريافت كرد و خداي متعال تورات و انجيل را به او آموخت، وي را نزديك سي سالگي به پيامبري مبعوث گردانيد.[13] او رسماً رسالت خود را در ميان مردم اعلام كرد و آن‌ها را به پيروي خود فرا خواند و تلاش كرد تا از انحراف يهوديان جلوگيري كند و آن‌ها را از گمراهي باز دارد و حلال و حرام مورد اختلاف آن‌ها را برايشان بيان كند و برخي از چيزهايي كه بر آن‌ها حرام گشته بود برايشان حلال گرداند.[14]
جمعيت يهود قبل از آمدن عيسي(عليه‌السلام) طبق پيشگويي و بشارت موسي(عليه‌السلام) منتظر ظهور مسيح بودند، اما هنگامي كه ظهور كرد و منافع جمعي از افراد ستمگر و منحرف بني اسرائيل به خطر افتاد، تنها جمعيتي محدود، گرد او را گرفتند و افرادي كه احتمال مي‌دادند، اجابت دعوت مسيح(عليه‌السلام) و پيروي از احكام خدا موقعيت و مقام آن‌ها را به خطر ا ندازد، از پذيرفتن قوانين الهي سرپيچي كردند.
عيسي(عليه‌السلام) پس از دعوت مستدل و كافي، دريافت كه جمعي از بني اسرائيل اصرار در مخالفت و گناه دارند و از هر گونه انحراف و كج روي دست بردار نخواهند بود. ميان قوم خود به پا خواست و گفت: چه كساني مرا در راه خدا ياري مي‌كنند؟
تنها عده كمي به اين دعوت پاسخ مثبت دادند، اين عده افرادي پاك بودند كه خداوند از آن‌ها به عنوان حواريون[15] نام برده است. حواريون آمادگي خود را براي هر گونه كمك به مسيح (عليه‌السلام) اعلام كردند و گفتند: پروردگارا! به آنچه فرو فرستاده‌اي ايمان آورده‌ايم و از فرستاده‌ات پيروي مي‌كنيم، پس ما را در زمره اهل يقين قرار ده.[16]
معجزات حضرت عيسي(عليه‌السلام)
بزرگان آيين يهود چون ديدند، كه عيسي(عليه‌السلام) با غوطه ور شدن آن‌ها در عياشي‌ها و خوشگذراني‌ها مخالفت مي‌ورزد و فساد و تباهي آن‌ها را آشكار مي‌سازد، از اين رو بر مخالفت آن حضرت و تكذيب وي، همدست شدند و براي اينكه او را در تنگنا قرار دهند.
از وي درخواست كردند، تا دليلي بر تأييد رسالت خويش بياورد، خداوند نيز او را با معجزاتي آشكار، مورد حمايت خويش قرار داد، آنجا كه مي‌فرمايد: من از طرف پروردگار شما نشانه‌اي برايتان آورده‌ام.
من از گل چيزي به شكل پرنده مي‌سازم، سپس در آن مي‌دمم، به اذن خدا به پرنده‌اي تبديل مي‌شود، كور مادرزاد را بينا مي‌كنم، مبتلايان به بيماري پيشي (برص) را بهبود مي‌بخشم و مردگان را زنده مي‌كنم و از آنچه مي‌خوريد و در خانه خود ذخيره مي‌نماييد خبر مي‌دهم. قطعاً در اين‌ها نشانه‌اي براي شما، به سوي حق است، اگر ايمان داشته باشيد.[17]
معجزه ديگر وي اين بود، كه حواريون درخواست كردند طعامي از آسمان بر آن‌ها فرود آيد، تا از آن بخورند و دلشان با ايمان آرامش يابد و در تصديق رسالت وي پايدار بمانند.
اين درخواست آن‌ها كه بوي شك مي‌داد ، عيسي(عليه‌السلام) را نگران كرد، لذا به آن‌ها هشدار داد: اگر ايمان آورده‌ايد، از خدا بترسيد.
حواريون گفتند: ما مي‌خواهيم از آن غذا بخوريم، تا قلبمان سرشار از اطمينان و يقين گردد و به روشني بدانيم كه آنچه به ما گفته‌اي راست است و بر آن گواهي مي‌دهيم.
هنگامي كه عيسي(عليه‌السلام) از حسن نيت آن‌ها آگاه شد، به خدا عرض كرد: خدايا! مائده‌اي (سفره‌اي از غذا) از آسمان براي ما بفرست، تا عيدي براي اول و آخر ما باشد و نشانه‌اي از جانب تو محسوب مي‌شود و به ما روزي ده كه تو بهترين روزي دهندگان هستي.
خداوند به عيسي(عليه‌السلام) وحي كرد: من اين غذا را برايتان نازل مي‌كنم، ولي از اين به بعد، اگر كسي از شما كفر ورزد، او را چنان عذاب مي‌كنم، كه هيچ كس را آن گونه عذاب نكرده باشم.[18]
مائده نازل شد و در ميان آن، چند قرص نان و چند ماهي بوده و چون مائده در روز «يكشنبه» نازل شد، مسيحيان آن روز را روز عيد ناميدند.[19]
خداوند اين چنين عيسي(عليه‌السلام) را با آن معجزات روشن، مورد تأييد قرار داد تا زبان ياوه گويان را بسته و در دل اهل ترديد اطمينان و يقين به وجود آورد، ولي يهودياني كه عيسي(عليه‌السلام) ميان آنان برانگيخته شده بود، افرادي سخت دل بودند، لذا به مخالفت ا و برخواستند و مردم را از شنيدن دعوت و رسالت ا و بازداشته و بر ضد او به توطئه‌گري مي‌پرداختند.
وقتي نقشه‌هاي آنان بي‌نتيجه ماند، به فكر افتادند تا توطئه‌ قتل آن بزرگ مرد را فراهم سازند، آن‌ها براي اجراي اهداف شوم خود،‌ قيصر روم را تحريك كردند و به او گفتند: اگر اين وضع ادامه يابد، سلطنت تو واژگون خواهد شد، براي حفظ سلطنت خود چاره‌اي جز كشتن عيسي نداري.
حضرت عيسي(عليه‌السلام) از توطئه دشمن آگاه شد، مكان خود را با ياران مخصوصش عوض كرد و در مخفي‌گاه‌ها به سر مي‌برد، تا از گزند دشمن محفوظ بماند. يكي از حواريون به نام (يهودا اسخريوطي) به گرفتن مقداري نقره، مكان عيسي(عليه‌السلام) را به دشمن نشان داد تا آن حضرت را دستگير كرده و به دار بزنند.[20]
عيسي(عليه‌السلام) و ياران مخصوص به داخل باغي وارد شدند و در آنجا مخفي گرديدند، ولي بر اثر گزارش «يهودا» وقتي كه شب فرا رسيد و هوا تاريك گرديد، جاسوسان و مأموران دشمن از در و ديوار باغ وارد شدند و حواريون را احاطه كردند، وقتي كه حواريون خود را در خطر ديدند، عيسي(عليه‌السلام) را تنها گذاشتند و گريختند، در چنين لحظه خطرناك،‌خداوند عيسي(عليه‌السلام) را تنها نگذاشت، او را ياري كرد و وجودش را از چشم مهاجمان پوشانيد.
خداوند «يهوداي» منافق را كه پيوسته درباره عيسي(عليه‌السلام) سخن چيني مي‌كرد، شبيه عيسي(عليه‌السلام) قرار داد، مأموران او را دستگير كردند، آن مرد بر اثر وحشت و ناراحتي شديد، فوراً خود را باخت، دهانش لال شد و نتوانست خود را معرفي كند و سرانجام به دار آويخته شد و به مكافات عمل خود رسيد. قيصر روم و وزيران و لشكريان پنداشتند كه عيسي(عليه‌السلام) را كشته‌اند، ولي به فرموده قرآن نه عيسي را كشتند و نه دار آويختند، ولي امر بر آن‌ها مشتبه شد.
در جامعه آن روز منتشر شد، كه عيسي(عليه‌السلام) به دار آويخته شد، حتي مسيحيان همين عقيده را دارند و شعار صليب كه در تمام شئون زندگي مسيحيان ديده مي‌شود، بر اساس اين اعتقاد كه مسيح(عليه‌السلام) مصلوب (به دار آويخته) شده و به شهادت رسيده است.
ولي طبق نص قرآن او كشته نشده، بلكه خداوند او را به سوي آسمان بالا برد و هم اكنون زنده است و طبق روايات،‌هنگام ظهور حضرت مهدي(عليه‌السلام) به زمين فرود خواهد آمد.
برگرفته از كتاب «قصه‌هاي قرآن» نوشته محمد جواد مهري

پیامبران (مقالات)

سخنرانی حجت الاسلام رفیعی با موضوع پیامبران

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] - قاموس قرآن: ج 5، ص 71 و 82 – سور و آياتي كه نام عيسي يا مسيح يا ابن مريم (عليهاالسلام) در آن‌ها ذكر شده است عبارتند از:
بقره، آيات 87. 136و 253 – ال عمران، آيات 45، 52، 55، 59 و 84 – نساء، آيات 157، 163، 171، 172 – مائده، آيات 17، 46، 72، 75، 78، 110، 112، 114 و 116 – انعام، آيه 75 – توبه،‌ آيات 30 و 31 – مريم، آيه 34 – مؤمنون، آيه 50 – احزاب، ايه 7 – شوري، آيه 13 – زخرف، آيه 57 و 63 – حديد، آيه 27 – صف، آيه 6، 14.
[2] - در اينكه چرا به حضرت عيسي(عليه‌السلام) مسيح (مسح كننده و مسح شده) مي‌گفتند: چند وجه ذكر كرده‌اند كه عبارتند از:
الف) به خاطر ميمنت وجود و بركتي كه در وي بود.
ب) چون او با مسح طهارت و پاكي‌ها خود را از گناه مصون داشت.
پ) او هيچ بيماري را مسح نمي‌كرد مگر آن‌كه بزودي خوب مي‌شد.
ت) جبرئيل هنگام ولادت با بالهايش او را مسح نمود تا از شر شيطان در امان باشد. حيوة القلوب: ج 1، ص 293 – مجمع البيان: ج 3، ص 81.
[3] - بحارالانوار: ج 14، 214 – حيوة القلوب: ج 1، ص 396 – احتجاج: ص 325 – ولي برخي گويند حضرت عيسي(عليه‌السلام) در شهر ناصره يا بيت المقدس و يا بيت لحم در عصر سلطنت فرهاد پنجم يكي از شاهان اشكاني متولد شد (قصه‌هاي قرآن: ص 423 – قاموس : ج 7، ص 74 – حيوة القلوب: ج 1،‌ص 397).
[4] - اين لفظ چهارده بار در قرآن آمده و واحد آن نصراني مي‌باشد كه يكبار در قرآن ذكر شده است، در علت اين تسميه چند قول است: قويتر از همه، قول ابن عباس مي‌باشد كه ناصره شهري است در منطقه فلسطين، چون زمان كودكي و طفوليت مسيح (عليه‌السلام) در آنجا سپري گشته، لذا به آن حضرت عيساي ناصري مي‌گفتند، در نتيجه پيروان آن حضرت را نصراني و نصاري گفتند. (قاموس قرآن: ج 7، ص 74).
[5] - تفسير قمي: ج 2، ص 270.
[6] - اقتباس از سوره مريم، آيات 16-21.
[7] - البته در اين‌كه چگونه اين فرزند به وجود آمد: آيا جبرئيل(عليه‌السلام) در پيراهن او دميد يا در دهان او، در قرآن سخني از آن به ميان نيامده، هر چند كلمات مفسرين در اين زمينه مختلف است.
[8] - در اينكه اين مكان دور دست كجا بوده برخي معتقدند شهر ناصره است.
[9] - اقتباس از سوره مريم، آيه 22-26 – كافي:‌ج 8، ص 126.
[10] - در اينكه دوران حمل مريم(عليهاالسلام) چه اندازه بود؟ ميان مفسران اختلاف نظر است: طبق برخي روايات از ميان انبياء و اوصياء تنها عيسي بن مريم و حسين بن علي و حضرت يحيي(عليهم السلام) شش ماهه به دنيا آمدند. كافي: ج 1، ص 464 – علل الشرايع: ص 206.
[11] - اقتباس از سوره مريم، آيات 27-32 – تفسير قمي:‌ج 2، ص 48.
[12] - بحارالانوار: ج 14، ص 229.
[13] - سوره‌هاي آل عمران، آيه 48 – مائده، آيه 46 – طبق روايتي در پنجاه و يكمين سال از دوران حكومت «ايسخ بن اشكان» عيسي بن مريم(عليه‌السلام) به پيامبري مبعوث گرديد، او به بيت المقدس آمده و تا سن سي و دو سالگي بني اسرائيل را به خدا پرستي دعوت كرد(كمال الدين: ص 224).
[14] - اقتباس از سوره‌هاي زخرف، آيات 63 و 64 – نساء، آيات 160 و 161.
[15] - «حواريون جمع «حوراي» از ماده حور» به معني شستن و سفيد كردن است، اما در اينكه چرا شاگردان مسيح(عليه‌السلام) را به اين نام مي‌خوانند، احتمالات متعددي بيان شده ولي آنچه نزديكتر به ذهن مي‌رسد اين است: كه آن‌ها علاوه بر ا ين‌كه قلبي پاك و روحي با صفا داشتند در پاكيزه ساختن و روشن نمودن افكار ديگران شستشوي مردم از الودگي و گناه، كوشش فراواني داشتند. (تفسير نمونه: ج 2، ص 426 – حيوة القلوب: ج 1، ص 410).
[16] - اقتباس از سوره آل عمران، آيات 52-53.
[17] - اقتباس از سوره، آل عمران، آيات 49-50.
[18] - اقتباس از سوره مائده، آيات 112-115.
[19] - حيوة القلوب: ج 1،‌ ص 418.
[20] - اقتباس از سوره‌هاي نساء، آيه 157 – آل عمران، آيه 55 – حيوة القلوب: ج 1، ص 438 – قصص قرآن: ص 153 – اسلام قرآن: ص 268.

 

 

 

 

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

www.sibtayn.com


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:24 AM ] [ احمد ]
نظرات 0
 
 
 
 
 
خلاصه پرسش
 
 
 
مختصری از داستان حضرت عیسی بن مریم
 
 
(ع) و مادر بزرگوارشان ارائه نمایید.
 
 
پرسش
 
 
داستان حضرت عیسی(ع) را مختصر شرح دهید.
 
 
 
پاسخ اجمالی
 
 
حضرت عیسی(ع) از بزرگ‌ترین پیامبران الهی است. خداوند او را از مادرش مریم(س)، بدون آن‌که شوهری داشته باشد، به دنیا آورد؛ چون این اتفاق برای مردم عجیب بود و برایشان قابل تصور نبود که کسی بدون پدر متولد شود، به مریم تهمت زدند. خداوند حضرت عیسی را در همان روزهای اول تولد به سخن گفتن واداشت تا مادر خود را از هر خطا تبرئه کند. او خود را پیامبر خدا معرفی کرد.
سال‌ها گذشت تا این‌که خداوند حضرت عیسی(ع) را برای پیامبری و هدایت بنی اسرائیل به سوی آنان فرستاد. خداوند به او تورات و انجیل را یاد داد و معجزه‌های مختلفی همچون زنده کردن مردگان را به او عطا کرد تا با آنها، پیامبری خود را به مردم اثبات کند. با این حال، عده کمی به او ایمان آوردند. در صدر این افراد، حواریون بودند که همواره در کنار او بودند و از دانش او استفاده می‌کردند.
در پایان، دشمنان مسیح تصمیم گرفتند تا او را بکشند. با خیانت یکی از حواریین، محل حضرت عیسی شناسایی شد. دشمنان وارد محل شده و کسی را که شبیه به حضرت عیسی بود دستگیر کرده و به صلیب کشیدند. و بدین گونه خداوند حضرت عیسی را نجات داد و سپس او را به نزد خود بالا برد.
 
پاسخ تفصیلی
حضرت عیسی(ع) یکی از بزرگ‌ترین پیامبران الهی است. نام این بزرگوار در ردیف چهار پیامبر اولوالعزم دیگر قرار دارد. او خلقتی شبیه به آفرینش حضرت آدم دارد؛ به این معنا که خداوند او را بدون این‌که پدری داشته باشد، از مادرش، مریم عذراء(س) که دختری پاک‌دامن بود، به دنیا آورد.[1]
تولد
پدربزرگ حضرت عیسی، عمران نام داشت. همسر او هنگامی که باردار شد، به تصوّر این‌که فرزندی که در شکم دارد، پسر خواهد بود، نذر کرد که او را به خدمت بیت‌المقدس بگمارد. وقتی نوزاد متولد شد، دید که دختر است؛ لذا نامش را مریم گذاشت و با این حال، پس از این‌که مقداری بزرگ شد، او را به خدمت بیت‌المقدس فرستاد. حضرت زکریا سرپرستی او را بر عهده گرفت. طی این مدت، مریم به چنان مقام والایی دست یافت که خداوند از آسمان برایش روزی می‌فرستاد.[2] البته افراد دیگری  غیر از حضرت زکریا(ع) هم داوطلب نگه‌داری از حضرت مریم بودند و می‌خواستند این افتخار را نصیب خود کنند؛ از این‌رو برای انتخاب شدن شخص نگه‌داری‌کننده، از طریق قرعه کشی و با استفاده از قلم‌هایشان، قرعه به نام حضرت زکریا زده شد.[3]
تا این‌که روزی حضرت مریم، از مردم کناره گرفت و به قسمت شرقی بیت‌المقدس رفت و خود را از دید مردم مخفی داشت. خداوند فرشته‌ای را به شکل انسانی به سراغ او فرستاد تا حضرت عیسی را به او بدهد. بدین ترتیب، بدون این‌که حضرت مریم با مردی تماس داشته باشد، باردار شد.[4] در برخی از روایات آمده، حضرت مریم از طریق خوردن دو دانه خرمایی که حضرت جبرئیل(ع) برایش آورده بود، باردار شد.[5]
مدت زمانی که حضرت مریم، فرزندش را حمل می‌کرد، متفاوت ذکر شده؛ برخی روایات آن‌را شش ماه دانسته‌اند[6] و برخی دیگر آن‌را نُه ساعت به ازای نُه ماه گفته‌اند.[7] وقتی زمان تولد حضرت عیسی فرا رسید، درد زایمان، حضرت مریم را به پای نخل خشکیده‌ای کشاند. حضرت مریم از این‌که به زودی آماج تهمت‌های مردم قرار خواهد گرفت، بسیار نگران بود؛ به اندازه‌ای که آرزوی مرگ کرد. اما حضرت عیسی که تازه متولد شده بود، به امر خدا به سخن آمد و مادرش را دلداری داد. او گفت: «نگران نباش که خدا برایت چشمه گوارایی در زیر پایت جوشانده است. تنه این نخل را به سمت خود تکان بده تا برایت رطب تازه بریزد. از این نعمت‌ها تناول کن و خوشحال باش. هر کس تو را دید، به او بگو که من امروز روزه سکوت گرفته‌ام و با کسی حرف نخواهم زد».[8]
حضرت مریم با قلبی مطمئن، در حالی‌که فرزندش را در آغوش گرفته بود، به سمت قوم و قبیله‌اش برگشت.
مردم ظاهر بین، با دیدن این صحنه، نسبت به مریم بدگمان شده و به او گفتند: «تو کار خیلی بدی انجام دادی. ای خواهر هارون! پدر و مادرت افراد منحرفی نبودند. تو چرا به این فساد مبتلا شدی؟!».
حضرت مریم با اشاره به آنان فهماند که روزه سکوت گرفته و باید سؤال خود را از نوزادی که در آغوش دارد بپرسند.
مردم با تعجب گفتند: «ما چه طور می‌توانیم با کودکی که تازه متولد شده، سخن بگوییم؟!».
این‌جا بود که مردم برای اولین بار، معجزه عیسای تازه متولد شده را با چشم و گوش خود دیدند و شنیدند. به قدرت الهی، حضرت عیسی زبان به سخن گشود و با مردم صحبت کرد و گفت: من بنده خدا هستم. او مرا به پیامبری برگزیده و به من کتاب آسمانی عطا کرده است. او مرا مخلوقی مبارک و پُر خیر و برکت قرار داده و مرا به خواندن نماز تا زمانی که زنده هستم، سفارش کرده است. او دستور داده تا با مادرم مهربان باشم و مرا سرکش و بدبخت قرار نداده. درود بر من، آن روزی که متولد شدم و آن روزی که خواهم مرد و آن روزی که مبعوث خواهم شد.[9]
حضرت عیسی با این سخنان، آن تهمت بزرگ را از مادر خود دور کرد و پیامبری خود را برای مردم ثابت ساخت.
مرحله رشد
تنها رسالت حضرت عیسی(ع) در ساعات اوّلیه پس از ولادت، اثبات بی‌گناهی حضرت مریم و مقام پیامبری خود بود. اما هنوز مسئولیت هدایت و تبلیغ دین الهی،‌ بر عهده او قرار داده نشده بود. در عین حال خطراتی از جانب گروهی از یهودیان، جان حضرت عیسی را تهدید می‌کرد. خداوند آن دو را به مکانی امن و مناسب راهنمایی کرد؛ سرزمین مرتفعى که داراى امنیّت و آب جارى بود[10] تا حضرت عیسی مراحل رشد و نمو خود را طی کند و آماده تبلیغ رسالت آسمانی خود شود. در برخی از روایات آمده که آن مکان، منطقه «نجف» بود.[11]
دوران نبوت
حضرت عیسی در دامان پاک حضرت مریم پرورش یافت تا این‌که به سن هفت یا هشت‌سالگی رسید. در این هنگام مأموریت یافت تا بنی‌‌اسرائیل را هدایت کند و آنان را از گمراهی نجات دهد.[12]
خداوند به حضرت عیسی کتاب تورات را تعلیم داد و انجیل را به او آموخت و حکمت و علوم مخصوص خود را به او عطا کرد.[13]
خداوند همان‌گونه که به پیامبران دیگر، معجزاتی عطا کرده بود، به حضرت عیسی نیز معجزات بزرگی عطا کرد تا پیامبری او را به مردم اثبات کند.
یکی از معجزات او این بود که با گِل، پرنده می‌ساخت. سپس در آن می‌دمید و آن مجسمه، به اذن الهی تبدیل به پرنده‌ای زنده می‌شد. خداوند به او این اجازه را داده بود تا نابینایان و کسانی که دچار بَرص هستند، شفا دهد. یکی از شگفت‌انگیزترین معجزه حضرت عیسی، زنده کردن مردگان بود. او به امر الهی، افراد متعددی را زنده کرد. او حتی از غذاهایی که مردم در خانه خود می‌خوردند و یا ذخیره می‌کردند به آنها اطلاع می‌داد.
«مائده آسمانی» معجزه دیگری از حضرت عیسی بود که با درخواست حواریون(شاگردان خاص عیسی مسیح) انجام شد. این سفره غذا از آسمان نازل شد و با این‌که فقط نُه قرص نان و نُه ماهی کوچک در آن بود،[14] چهار هزار و هفت‌صد نفر را سیر کرد.[15]
با وجود این همه معجزات، عده کمی از مردم به حضرت عیسی ایمان آوردند که در صدر آنها حواریون بودند. تعداد حواریون دوازده نفر بود و عالم‌ترین آنها «الوقا» نام داشت.[16] اما کسانی که از بنی‌اسرائیل راه کفر را در پیش گرفتند، مورد لعن حضرت عیسی قرار گرفته[17] و بنابر نقلی مسخ شده و تبدیل به میمون شدند.[18]
سرانجام حضرت عیسی
برخی از یهودیان که دشمنی حضرت مسیح را در دل داشتند، کمر به کشتن او بستند. با خیانت یکی از حواریون به نام یهودای اسخریوطی که قلباً به او ایمان نیاورده بود و منافق محسوب می‌شد، محل اختفای حضرت عیسی افشا شد و دشمان به آن‌جا رفته و شخصی که در ظاهر شبیه به حضرت عیسی بود را دستگیر کردند. مسیحیان و دیگر افراد چنین اعتقاد دارند که دشمنان حضرت مسیح، او را در روز جمعه به صلیب کشیده و او را کشتند. اما پس از گذشت سه روز از مرگ حضرت عیسی، روز یکشنبه، او دوباره زنده شده و به آسمان رفته است.[19]
اما کتاب آسمانی قرآن، کشته شدن و به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح را رد می‌کند و می‌فرماید: «آنها مسیح را نکشتند و به صلیب نکشاندند بلکه شخص دیگری را اشتباهاً به جای او به صلیب کشاندند و خودشان هم یقین به این موضوع نداشتند، بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد».[20] آری، خداوند او را از شر دشمنانش حفظ کرده و به آسمان برد تا این‌که در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) به زمین برگرداند و او پشت سر آن‌حضرت نماز بخواند.[21]
 

[1]. آل عمران، 59: «مَثَل عیسى در نزد خدا، همچون آدم است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: "موجود باش!" او هم فوراً موجود شد».
[2]. آل عمران، 35 – 37.
[3]. آل عمران، 44.
[4]. مریم، 16 - 22.
[5]. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج 2، ص 537، قم، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1371ق.
[6]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏1، ص 465، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم 1407ق.
[7]. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 707، قم، مؤسسه بعثت، چاپ اول، 1374ش.
[8]. مریم، 23 - 26.
[9]. مریم، 27 - 33.
[10]. مؤمنون، 50.
[11]. بحرانی، سید هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 23، مؤسسه بعثت، قم، چاپ اول، 1374ش.
[12]. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی‏، محقق، رسولى محلاتى، هاشم، ج 1، ص 174، تهران،‏ المطبعة العلمیة، چاپ اول، 1380ق.
[13]. آل عمران، 48.
[14]. مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏14، ص 249، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، 1403ق.
[15]. تفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری، ص 195، قم، مدرسه امام مهدی، چاپ اول، 1409ق.
[16]. شیخ صدوق، محمد بن علی، التوحید، ص 421، قم، دفتر نشر اسلامی، چاپ اول، 1398ق.
[17]. مائده، 78.
[18]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ‏1، ص 176، قم، دار الکتاب، چاپ چهارم، 1367ش.
[19]. انجیل یوحنا ، باب ۲۰ ، آیه ۲۵.
[20]. نساء، 157 - 158.
[21]. ابن بطریق، یحیی بن حسن، عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار، ص 430، قم، دفتر نشر اسلامی، چاپ اول، 1407ق.
 
 
 
 
www.islamquest.net/
 
 
 
 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

 


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:18 AM ] [ احمد ]
نظرات 0

 

 



 

 

 

زندگینامه: حضرت عیسی (ع)

  مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی

 



 

 

زندگینامه عیسی مسیح

 

یاد کن آنگاه که فرشتگان گفتند: ای مریم، خدا تو را به کلمه‌ای از خود که نامش مسیح، عیسی بن مریم است، نوید می‌دهد

 

که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهی) و با مردم در گهواره و در بزرگسالی سخن می‌گوید و از نیکان و شایستگان است.

 

و آنگاه که از کسانش در جایگاهی شرقی کناره گزید و میان خود و آنان پرده‌های کشید؛ پس ما روح خود را نزدش فرستادیم و برای او همچون انسانی درست اندام نمودار شد.

 

مریم گفت: من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم، اگر پرهیزگار باشی.

 

(جبرئیل) گفت: همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسری پارسا و پاکیزه ببخشم.

 

مریم گفت: چگونه مرا پسری باشد و حال آنکه دست هیچ انسانی به من نرسیده و بدکاره هم نبوده ام؟

 

گفت: چنین است، پروردگار تو گفته که: این بر من آسان است و تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی خویش کنیم؛ این کاری است حتمی و شدنی.

 

پس به او عیسی (ع) بار گرفت و با وی به مکانی دور بیرون رفت آنگاه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید؛ گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم و به فراموشی سپرده شده بودم.

 

پس (کودک) از زیر او ندایش داد: غمگین مباش، پروردگار تو از زیر پایت جویی روان ساخت و خرما بن را به سوی خویش بجنبان تا بر تو خرمای تازه چیده فرو ریزد؛ بخور و بیاشام و چشم روشن دار و اگر از آدمیان کسی را دیدی، بگو: من برای خدای رحمان روزه (سکوت) نذر کرده‌ام و امروز مطلقا با هیچ انسانی سخن نمی گویم.

 

پس مریم او را برداشته، نزد کسانش آورد؛ گفتند: ای مریم، چیزی شگفت آورده‌ای. ای خواهر هارون، نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زنی بدکاره!

 

مریم به او اشاره نمود؛ گفتند: چگونه با کودکی خرد که در گهواره است، حرف بزنیم؟

 

(کودک) گفت: من بنده خدا هستم، به من کتاب داده و پیامبرم گردانیده است و مرا هر جا که باشم، با برکت ساخته و تا زنده ام به نماز و زکات سفارش نموده و مرا به مادرم نیکوکار کرده و گردنکشی بد بخت نگردانیده است و درود بر من، روزی که زاده شدم و روزی که بمیرم و روزی که زنده برانگیخته شوم.

 

و چون عیسی با نشانه‌ها و دلایل روشن آمد، گفت: همانا برای شما حکمت آورده ام (تا هدایت شوید) و تا برخی از آنچه را که درباره‌اش اختلاف می‌کنید، برایتان بیان کنم، پس از خدا بترسید و مرا پیروی کنید. همانا خدای یکتا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید، این است راه راست.

 

اما آن گروه‌ها (فرق مسیحی) میان خود اختلاف کردند؛ پس وای بر ستمکاران از عذاب روزی دردناک! آیا چشم به راه چیزی جز قیامت‌اند که ناگهان بدیشان فرا رسد در حالی که بی‌خبرند؟ در آن روز دوستان، برخی دشمن برخی دیگرند، مگر پرهیزگاران.

 

و چون عیسی کفر آنان را آشکارا دریافت، گفت: چه کسانی درراه خدا یاوران من اند؟

 

حواریان گفتند: ما یاوران خداییم به خدا ایمان آوردیم و گواه باش که ما تسلیم هستیم. پروردگارا، ‌به آنچه نازل کرده‌ای، ایمان آورده ایم و از این پیامبر پیروی کردیم، پس ما را در شمار گواهی دهندگان بنویس.

 

پس گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند. کسانی را که ایمان آوردند، بر دشمنانشان مدد کردیم تا چیره و پیروز شدند.

 

مرگ یا حیات عیسی (ع)؟

 

آنها (برای کشتن عیسی) مکر کردند، خدا هم مکرکرد و خدا بهترین مکر کنندگان است، آنگاه که خدا گفت: ای عیسی، من تو را بر می گیرم و به سوی خود بالا می برم و از (آلایش) کافران پاکت می‌سازم و تا روز قیامت آنان را که از تو پیروی نمایند، فرادست کافران قرار می‌دهیم سپس بازگشتشان به سوی من است و من در آنچه اختلاف می‌کردید، میانتان حکم خواهم کرد....

 

و (خدا جهودان را) به سبب کفرشان و تهمت بزرگشان برمریم و این سخنشان که: ما مسیح - عیسی بن مریم، پیامبر خدا - را کشتیم.

 

و حال آنکه او را کشتند و نه بردار کردند، بلکه برایشان مشتبه شد و کسانی که درباره او اختلاف نمودند، بی گمان در تردیدتد؛ آنان را به حال او هیچ علمی نیست، تنها پیرو گمانند و به یقین او را نکشته‌اند، بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و خدا پیروزمند و حکیم است هیچ یک از اهل کتاب نیست، مگر آنکه پیش از مرگش به او ایمان خواهد آورد و او در روز رستخیز بر (ایمان) آنان گواه خواهد بود.

 

پس به کیفر ستمی که یهودیان کردند، چیزهای پاکیزه‌ای را که برایشان حلال شده بود،‌ حرام کردیم و برای کافرانشان عذابی دردآور آماده کرده‌ایم؛‌ ولی راسخانشان در علم و آن مومنانی را که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو نازل شده ایمان می‌آورند و همچنین برپا دارندگان نماز و دهندگان زکات و مومنان به خدا و روز واپسین را پاداش بزرگی خواهیم داد.

 

همانا داستان عیسی نزد خدا مانند داستان آدم است؛ او را از خاک آفرید، سپس گفت: «بشو» شد. حق از پروردگار توست؛ پس از شک‌داران مباش.

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

بیتوته:

 


ادامه مطلب



[ شنبه 5 دی 1394  ] [ 5:13 AM ] [ احمد ]
نظرات 0
 عکس متحرک بسم الله الرحمن الرحیم
_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡__*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

عالم همه محو گل رخس

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعیست که جانها همه پروانه ی اوست


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


 

 


ار حسین است

ذرات جهان در عجب از کار حسین است

_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡__*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡__*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_ _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_ [تصویر:  74800804419149398766.gif][تصویر:  13799118687991255677.gif][تصویر:  86097393323353204678.gif][تصویر:  40268620121319908695.gif][تصویر:  31718529521530363562.gif][تصویر:  03937235859136914393.gif][تصویر:  39289382479776539134.gif][تصویر:  35748230541190615319.jpg][تصویر:  05148613989411844799.gif][تصویر:  39040111544260364927.gif][تصویر:  1_00001.gif][تصویر:  66567695720108466329.jpg][تصویر:  26484783844235458373.gif][تصویر:  73807760415849181114.gif][تصویر:  02441722900470180394.gif][تصویر:  36790148353326309495.gif][تصویر:  24327098715131447724.gif][تصویر:  87634737202458841350.gif][تصویر:  25053201904784017111.gif]Click for larger version[تصویر:  17990296290921958419.gif][تصویر:  10093718177261800514.gif] كلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركة[تصویر:  60414827289629243886.gif] كلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com ن ــإأإقشينآ ولكً أح ـلى وسامشجون الكـــــــــلامشجون الكـــــــــلامشجون الكـــــــــلامشجون الكـــــــــلامكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةشجون الكـــــــــلامكلمة الله الرحمن الرحيم متحركةتعالو شوفوا انا خزنت ايه وهخزن لسه ايه لرمضان؟؟؟تعالو شوفوا انا خزنت ايه وهخزن لسه ايه لرمضان؟؟؟كلمة الله الرحمن الرحيم متحركةصورة توقيع عيون الشرق في منتديات فتكات[تصویر:  64745325714055708825.gif]

 


ادامه مطلب



[ جمعه 4 دی 1394  ] [ 5:07 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

 فضیلت صلوات

 

برمحمدوآل محمد(ص)

 

 

 

صلوات

صلوات : روح را جلا می‌دهد.

صلوات : عطری است که دهان انسان را خوشبو می‌کند.

صلوات : نوری در بهشت است.

صلوات : نور پل صراط است.

صلوات : شفیع انسان است.

صلوات : ذکر الهی است.

صلوات : موجب کمال نماز می‌شود.

صلوات : موجب کمال دعا و استجابت آن می‌شود.

صلوات : موجب تقرب انسان است.

صلوات : رمز دیدن پیامبر در خواب است.

صلوات : سپری در مقابل آتش جهنم است.

صلوات : انیس انسان در عالم برزخ و قیامت است.

صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.

صلوات : انسان را در سه عالم بیمه می‌کند.

صلوات : از جانب خداوند رحمت است و ار سو فرشتگان پاک کردن گناهان و از طرف مردم دعا است.

صلوات : برترین عمل در روز قیامت است.

صلوات : سنگین‌ترین چیزی است که در قیامت بر میزان عرضه می‌شود.

صلوات : محبوب‌ترین عمل است.

صلوات : آتش جهنم را خاموش می‌کند.

صلوات : زینت نماز است.

صلوات : گناهان را از بین می‌برد.

صلوات : فقر و نفاق را از بین می‌برد.

صلوات : بهترین داروی معنوی است.

چه خوب است که انسان همیشه اهل صلوات، باشد. چرا که پیامبر نیز دائم الصلوات بوده‌است.

چه خوب است که همیشه زبان انسان مشغول ذکر صلوات، باشد و فضای جامعه و محیط کار خود را معطر به صلوات، نماییم.

با ذکر صلوات، غم و اندوه و حزن را از خود دور کنید.

با یک صلوات، نوری در بهشت برای خود بیافرینید.

با یک صلوات گناهان خود را پاک و تولدی دیگر برای خود بوجود آورید.

با یک صلوات پاداش هفتاد و دو  شهید را برای خود ثبت کنید.

با یک صلوات ده حسنه برای خود ثبت کنید.

 

 

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب



[ جمعه 4 دی 1394  ] [ 4:50 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

ثواب صلوات، غیر قابل شمارش

صلوات

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

در شب معراج، وقتی به آسمان رسیدم، ملكی را دیدم كه هزار دست داشت و در هر دستی هزار انگشت. آن ملك به كمك دستها و انگشتانش مشغول حساب كردن و شمارش بود؛ از جبرئیل كه مرا همراهی می كرد پرسیدم:

این ملك كیست؟ و چه چیز را حساب می كند؟

جبرئیل گفت: این ملك، موكل به دانه‌های باران است. او محاسبه می كند كه چند قطره باران از آسمان به زمین نازل شده است. پس من به آن ملك گفتم: آیا می دانی كه از آغاز آفرینش دنیا تا كنون، چند قطره باران به زمین نازل شده است؟

گفت: یا رسول الله قسم به آن خدایی كه تو را به حق فرستاده، علاوه بر این كه می دانم تا كنون چند قطره باران نازل شده، بلكه محل نزول آنها را نیز به تفكیك می دانم و از تعداد قطره های باران نازل شده بر بیابان، معمور، بستان، شوره‌زار و قبرستان هم اطلاع دقیق دارم. حضرت فرمودند من از این همه دقت در حفظ شمارش باران در تعجب شدم.

آنگاه ملك گفت: یارسول الله، با وجود این همه دقت و دست و انگشتان برای شمارش، هنوز در محاسبه یك چیز، ناتوان مانده‌ام. پرسیدم: كدام چیز؟ گفت: «قومی از امت شما كه وقتی اسم مبارك شما را بشنوند صلوات می فرستند و من قدرت محاسبه ثواب آن صلوات را ندارم.»

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


مستدرك الوسایل ، ج 5، ص 355/ منازل الاخرة ، ص 75-74/ لثانی الاخبار ،ج  3، ص 429.

 

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

وبلاگ"بررودکریز"

 

barrud.mizbanblog.com

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

barrud.rasekhoonblog.com

 

وبلاگ "چشمه سلطان ولی کریز"

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

 

 

 

 


ادامه مطلب



[ جمعه 4 دی 1394  ] [ 4:48 PM ] [ احمد ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 51 :: 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 >

درباره وبلاگ


استان خراسان رضوی:شهرستان مشهدمقدس

آمار سايت
كل بازديدها : 4420840 نفر
تعداد نظرات : 49 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ : پنج شنبه 14 خرداد 1394  عدد
كل مطالب : 13380 عدد
آخرين بروز رساني : یک شنبه 3 فروردین 1399 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه
امکانات وب